|
هميشه اينطور نبود. اين اولين سالي بود كه يكي دو هفته مانده به تابستان، مطبوع ترين تفريح ام كنجكاوي در مورد برنامه هاي تابستاني آدم هاي اطرافم بود. خواسته يا ناخواسته، نقشه هاشان براي تابستان و برنامه هاشان براي گذران روزهاي داغ برايم جالب شده بود. و چه تنوعي داشت برنامه ها... از پروژه ي عظيم "در جستجوي زمان از دست رفته" تا كلاس رقص عربي. در مورد برنامه هاي شخصي ام –هم- بيش از هر سال فكر مي كردم. مثل آدمي كه آخرين تابستان عمرش را در پيش دارد؛ يا آدمي كه قرار است براي اولين بار تابستان را تجربه كند. گاهي حتي –برخلاف هميشه- ايده ها و نقشه هام را براي يكي دو نفر كه "كمي" از بقيه نزديك ترند بازگو مي كردم و آشكارا در انتظار واكنش مثبت بودم. خلاصه كنم، "تابستان" مهم شده بود برايم امسال. يك هفته از تابستان گذشت. كم و بيش از روزهام مراقبت مي كنم تا عقب نباشم. تا مطابق برنامه قدم بردارم. اما اعتراف مي كنم كه فقط از روزها مراقبت مي كنم، در مورد ساعت ها و دقيقه ها و ثانيه ها زياد سخت گير نيستم. اجازه مي دهم گاهي هدر بروند... گاهي تلف شوند... كليت روز است كه برايم اهميت دارد و نه جزئيات آن؛ با اينكه خوب مي دانم اين براي آدمي كه اولين/آخرين تابستان زندگي اش را سپري مي كند، چندان پسنديده نيست. تابستان من با پايان موقتي دوره هاي اسپانيايي آغاز شد و با "كوري" ساخته ي فرناندو مريلس، كه بنا بر يك برنامه ي تك نفره براي بزرگداشت خالق اصلي اثر -ساراماگوي فقيد- تماشا كردم. اينكه اقتباس هاي سينمايي از آثار ادبي عموماً تجربه هاي موفقي از آب در نمي آيند قضيه ي اثبات شده اي است كه بايد منتظر مثال نقض اش نه ايستاد، كه نشست. اما "كوري" فرناندو مريلس ويژگي هاي مثبت و در خور توجه اي هم دارد. فيلم از جنبه هاي بصري قوي و خوبي برخوردار است كه گرچه آزاردهنده و حتي گاهي تنفربرانگيز مي نمايند، اما در نزديك تر كردن تو به فضاي داستان مؤثرند. كوري سرشار است از تصاوير هولناكي از دنياي بدون منطق و احساس، و روايتگر تلاش عده اي است انگشت شمار براي "انسان" ماندن و انساني رفتار كردن. در يكي از نقدهايي كه بر فيلم نوشته شده، به عبارت civilization in crisis برخوردم كه به نظرم دقيق ترين توصيف است از آنچه كه در "كوري" اتفاق مي افتد. سقوط يك تمدن، نابودي تمام مصاديق مدرنيته، و رواج درنده خويي و بدويت. . . . ...................................... طرح "تسهيم دانش"، يكي از جالب توجه ترين برنامه هاي دانشجويي اين چند سال اخير است. يك برنامه ي مطالعاتي نه فقط براي دانشجويان شهيد بهشتي، كه براي همه ي افراد علاقه مند. به اين ترتيب كه هر كس با ثبت نام در طرح مي تواند هر تعداد مجموعه –بنا به تمايل شخصي- شامل سه يا چهار كتاب دريافت كند و طي مدت معيني –باز هم بنا به تمايل شخصي- خلاصه اي از كتاب ها را به صورت پاورپوينت به نشاني مربوطه ارسال كند. در پايان تمام خلاصه ها در اختيار تمام شركت كننده ها قرار مي گيرد و از همه مهم تر، كتاب ها در دست تو امانت نيست، به عنوان هديه به خودت تعلق مي گيرد. محتواي كتاب ها عموماً فلسفي، ديني، سياسي، و اجتماعي است. به علاوه، هر زمان كه كار يك مجموعه به انتها رسيد مي تواني مجموعه ي بعدي را درخواست كني؛ اما خلاصه ي كتاب ها حتماً بايد تا مهلت از پيش تعيين شده آماده شود. براي اين تابستان –علي الحساب- يك مجموعه ي سه كتابه گرفتم: آشنايي ايرانيان با فلسفه هاي جديد غرب، اسلام و جهاني شدن، و بچه ي محله ي جلالي. طرح پر از مزيت است و فهرست كتاب ها حقيقتاً وسوسه برانگيز. . . . ....................................... نيلوفر
|
جاتون خالبست ... خوب باشین آمین ...
سلام رفیق نیلوفر...
Мне не хватает твоих улыбку.
بنویسین و این همه آدم را از نگرا...
kojayi?